
همه به برگه مشخصات سوخت سوزی نگاه می کنند، اما این عدد به خودی خود تقریباً بی فایده است. مثل این است که بپرسید یک ماشین بدون ذکر جاده، بار یا راننده چقدر سریع می رود. داستان واقعی از مصرف سوخت لودر مسیر فشرده در خاک، پیوست ها و هزاران تصمیم کوچک که یک اپراتور قبل از ناهار می گیرد.
تولیدکنندگان ارقام را در شرایط ایده آل و حالت پایدار نقل قول می کنند. من مشخصات ماشین هایی را در محدوده 2.5 تا 4 گالن در ساعت دیده ام. اما همان ماشین را روی یک سایت خیس و سنگین پارک کنید، یک سر مالچ روی آن قرار دهید و تماشا کنید که این عدد به راحتی به 6 یا 7 گیگ بر ساعت می رسد. اولین متغیر همیشه همان است محیط عملیاتی. مواد سست و خشک؟ راندمان سوخت مناسب است. زمین چسبناک، مقاوم یا ناهموار؟ سیستم هیدرولیک دائماً در حال مبارزه است و موتور فقط برای حرکت دادن ماشین سخت تر کار می کند چه برسد به انجام کار.
سپس پیوست وجود دارد. یک سطل ساده برای جابجایی مواد سبک یک چیز است. یک مالچر جنگلی با جریان بالا، یک دستگاه رنده سرد یا یک بریکر سنگین اجرا کنید، و از سیستم هیدرولیک میخواهید که توان عظیم و ثابتی را ارائه دهد. این نیرو مستقیماً از موتور می آید و سوختن سوخت آن را منعکس می کند. من ماشینهایی را ردیابی کردهام که جابجایی از سطل به مالچر مصرف ساعتی را دو برابر میکند. این یک ناهنجاری نیست. این فیزیک است
تکنیک اپراتور کارت وحشی است. یک دست باتجربه می داند که چگونه از حرکت ماشین استفاده کند، از انحراف غیرضروری در دورهای بالا اجتناب می کند و برای به حداقل رساندن چرخش و تغییر موقعیت، پاس ها را برنامه ریزی می کند. یک اپراتور جدیدتر، یا یک اپراتور عجله دار، تمایل دارد دائماً در دورهای بالاتر بدود و از حرکات تهاجمی و تند و سریع استفاده کند. در یک شیفت 8 ساعته، تفاوت در کل مصرف سوخت می تواند 20 درصد یا بیشتر باشد. آموزش فقط ایمنی نیست. این یک هزینه خط مستقیم در فاکتور سوخت است.
انتقال از موتورهای Tier 3 به Tier 4 Final یک معامله بزرگ برای بهره وری سوخت بود، اما اشتباه درک شده است. بله، موتورهای جدیدتر با کنترلهای آلایندگی پیشرفته و تزریق دقیق سوخت معمولاً در تبدیل دیزل به قدرت مفید کارآمدتر هستند. اما سود همیشه در اوج قدرت نیست. اغلب در منحنی گشتاور و نحوه مدیریت بارهای جزئی موتور است. یک ماشین ردیف 4 ممکن است سوخت کمتری مصرف کند و همان کار متوسطی را که یک مدل قدیمی انجام می دهد، انجام دهد.
با این حال، یک هشدار وجود دارد. اگر دستگاه دائماً در چرخه بازسازی فیلتر ذرات دیزلی خود (DPF) باشد، این کارآیی می تواند جبران شود. اگر دستگاه فقط چرخه های کوتاه و کم شدت انجام می دهد - مانند بارگیری کامیون به مدت 20 دقیقه و سپس در حالت بیکار برای 10 دقیقه - ممکن است برای بازسازی غیرفعال به اندازه کافی گرم نشود. در نهایت نیاز به بازسازی پارک شده، سوزاندن سوخت اضافی برای تمیز کردن فیلتر دارد. در کاربردهایی با کار مداوم و پر بار، این موضوع کمتر مطرح است. شما باید فناوری دستگاه را با چرخه وظیفه آن مطابقت دهید.
برخی از مدل ها اکنون حالت های اکو یا تنظیمات توان قابل تنظیم را ارائه می دهند. اینها حقه نیست در سایتی که نیازی به حداکثر جریان هیدرولیک مطلق ندارید، با شماره گیری مجدد مشخصات دور موتور می توانید به صرفه جویی قابل توجهی در مصرف سوخت در طول یک هفته با کاهش قابل توجه بهره وری برای کارهایی مانند پر کردن یا درجه بندی سبک منجر شود. این محیطی است که اغلب در عجله برای رسیدن به محل کار نادیده گرفته می شود.
این یک نکته ظریف است که نادیده گرفته می شود: سیستم مسیر خود بر مصرف سوخت تأثیر می گذارد. مسیرهای عریضتر وزن را بهتر توزیع میکنند و میتوانند مقاومت زمین را در شرایط نرم کاهش دهند و با کاهش لغزش و حفاری، باعث صرفهجویی در سوخت میشوند. برعکس، گیره های بسیار تهاجمی و سنگین روی بسته سخت، مقاومت غلتشی بیشتری ایجاد می کنند. این در مورد انتخاب زیرانداز مناسب برای شرایط زمینی غالب است.
تعادل ماشینی دیگر است. CTL اغلب با اتصالات سنگین در جلو کار می کند. اگر ماشین به درستی وزنهبرداری نشده باشد یا ضمیمه نسبت به اندازهاش بیش از حد سنگین باشد، اپراتور دائماً از قدرت بازوی بالابر و نیروی محرکه بیشتری برای مانور استفاده میکند که باز هم نیروی بیشتری از موتور میکشد. این یک مشکل راه اندازی است که به عنوان هزینه سوخت بالاتر ظاهر می شود.
تعمیر و نگهداری پایه است. گرفتگی فیلتر هوا، مایع هیدرولیک قدیمی، یا لاستیک های کم باد شده (در MTL) یا مشکلات تنش نامناسب/مسیر (در CTL) باعث ایجاد کشش انگلی می شود. موتور برای غلبه بر اصطکاک ساده سخت تر کار می کند. شغلی را به یاد میآورم که مصرف سوخت یک دستگاه ناوگان به طور پیوسته افزایش مییابد. معلوم شد که آببند سیلندر با نشتی کمی باعث شده است که سیستم هیدرولیک برای حفظ فشار اضافهکاری کند. این یک شکست فاجعه آمیز نبود، فقط یک کاهش مداوم کارایی بود.
ما چند سال پیش ردیابی سوخت را در هر ساعت ماشین در مقابل یک واحد کاری استاندارد شروع کردیم. به عنوان مثال، متری از مواد جابجا شد یا فوت مربع از سایت پاک شد. این معیار، سوخت در واحد کار، بسیار ارزشمندتر از گالن های ساده در ساعت است. مهارت اپراتور، سختی سایت و انتخاب ابزار را به حساب می آورد. این به ما نشان داد که گاهی اوقات، استفاده از یک ماشین کمی بزرگتر و قدرتمندتر که یک کار را سریعتر انجام می دهد، می تواند منجر به مصرف سوخت کمتر برای کار نسبت به یک ماشین کوچکتر شود که در دورهای بالا برای مدت طولانی تری با مشکل مواجه می شود.
من به داده های پیمانکاری که عملیات مالچ پاشی را انجام می داد نگاه می کردم. آنها از یک برند معروف CTL استفاده می کردند و از طریق سوخت می سوزانند. آنها یک مدل را آزمایش کردند شاندونگ پایونیر مهندسی ماشین آلات، با مسئولیت محدود (می توانید مشخصات آنها را در اینجا پیدا کنید https://www.sdpioneer.comشرکتی که پس از دو دهه توسعه، اکنون از پایگاه خود در شاندونگ به بازارهایی مانند ایالات متحده و استرالیا صادر می کند. فکر اولیه شک و تردید در مورد عملکرد و کارایی یک بازیگر جهانی جدیدتر بود.
شگفتی در ادغام موتور و پمپ بود. به نظر میرسید که سیستم هیدرولیک مدل خاص آنها برای ارائه جریان قوی بدون نیاز به حداکثر RPM موتور در همه زمانها برای سر مالچکننده تنظیم شده است. طی یک دوره ردیابی 50 ساعته، مصرف سوخت در هر هکتار پاکسازی شده حدود 15 درصد کمتر بود. اکنون، این یک بیانیه جهانی نیست - مدلهای مختلف، پیوستهای مختلف نتایج متفاوتی را به همراه دارند. اما تاکید کرد که نگاه کردن به برندهای بسیار برتر می تواند پیکربندی هایی را نشان دهد که برای کاربردهای خاص، نسبت سوخت به کار را بهینه می کند. اعتمادی که آنها در سرتاسر جهان به دست آورده اند، همانطور که در سابقه شرکت آنها ذکر شده است، اغلب با این اکتشافات عملی و صرفه جویی در هزینه در محل شروع می شود.
بنابراین، هنگامی که شما در حال ارزیابی هستید مصرف سوخت لودر مسیر فشرده، نمی توانید در بروشور متوقف شوید. شما باید بپرسید: مصرف چه کاری انجام می دهد؟ روی چه سطحی؟ با چه اپراتور؟ سوخت یک هزینه عمده است، اما تنها بخشی از هزینه کل عملیات (TCO) است. ماشینی که سوخت را جرعه جرعه جرعه جرعه جرعه جرعه مصرف می کند، اما نیاز به تعمیر و نگهداری گران قیمت و تخصصی دارد یا سرعت خرابی بالایی دارد، باعث صرفه جویی در هزینه نمی شود.
هدف به حداقل رساندن هزینه سوخت در هر واحد کار تولیدی است. این شامل اندازه ماشین مناسب، سطح فناوری مناسب برای چرخه های کاری شما، تطابق پیوست مناسب و به طور انتقادی، آگاهی اپراتور است. روشهای سادهای مانند به حداقل رساندن زمان بیکاری - هدر رفتن سوخت بیصدا و عظیم - به سرعت جمع میشوند.
در نهایت، این یک پازل است. مشخصات موتور یک تکه است. طراحی سیستم هیدرولیک دیگری است. اپراتور سومین و شاید متغیرترین عملگر است. محیط زیست چهارم است. شما مصرف سوخت را با قرار دادن تمام این قطعات تا جایی که ممکن است برای نوع خاصی از کارتان به هم نزدیک می کنید، بهینه می کنید. هیچ پاسخ واحدی وجود ندارد، فقط یک فرآیند اندازه گیری، تنظیم، و توجه به آنچه دستگاه از طریق نشانگر سوخت به شما می گوید.