
وقتی «لودر فرمان موستانگ» را می شنوید، بیشتر بچه ها به مدل های جدیدتر فکر می کنند، مدل هایی که همه نمایشگرهای دیجیتال و کنترل های جوی استیک دارند. خوب است، اما اصل مطلب را از دست می دهد. داستان واقعی موستانگ، بهویژه برخی از اسبهای کار اواسط دهه 2000، فقط در مورد اسب بخار یا ظرفیت بالابر نیست. این در مورد چگونگی مقاومت آنها در زمانی است که هیدرولیک اتصال سریع در 3000 ساعت شروع به گریه کردن کرد، یا زمانی که شما نیاز داشتید دستگاه را در فضایی قرار دهید که یک لودر فشرده در آن جا نمی شود. بسیاری از مقایسههای ورق مشخصات این اشتباه را نشان میدهند، و به جای دوام روز در روز، و آن احساس خاص و کمی کشاورزی از سیستم هیدرولیک آنها، روی اعداد اوج تمرکز میکنند. من چند نفر را اداره کرده ام و صاحب یکی از آنها بوده ام و اینجاست که نظرات واقعی شکل می گیرد.
توصیف آن سخت است مگر اینکه چند برند مختلف را پشت سر هم کار کرده باشید. موستانگ، حداقل آن که من دو فصل را با آن گذراندم، دقت خاصی به هیدرولیک داشت. این به اندازه برخی از بابکتهای آن دوران سریع نبود، اما بازخورد سنگینتر و مثبتتری از طریق کنترلهای دستی داشت. فشار را احساس کردی برخی از اپراتورها از آن متنفر بودند و آن را تنبل خواندند. من به خاطر کارهای دقیقی مانند درجه بندی یا هنگام استفاده از شکن قدردانی کردم-کمتر تند تند، پر کردن راحت تر. کمتر شبیه یک سیگنال الکترونیکی بود و بیشتر شبیه این بود که شما مستقیماً به پمپ وصل شده اید.
این مشخصه، که بعداً فهمیدم، تا حدی به دلیل طراحی و تا حدودی یک ویژگی عجیب در پیکربندی بلوک دریچه آنها بود. این بدان معنی است که وقتی ناگهانی قدرت یا لرزش عجیبی را تجربه میکنید، اغلب میتوانید آن را به چیزی خاص، مانند یک قرقره آلوده یا یک مهر و موم فرسوده روی خط کمکی، ردیابی کنید. این سیستمی بود که عیب یابی را به شما آموزش می داد. یادم می آید یک زمستان بی رحمانه، هیدرولیک aux برای برف روب به آرامی درگیر نمی شد. به جای کد خطای کلی، دستگاه فقط ناله کرد. معلوم شد که رطوبت در خط خلبانی است که تا حدی یخ زده است. آزار دهنده؟ بله. اما مستقیماً به مشکل اشاره کرد.
نکته منفی البته کارایی بود. آن سیستم قوی و با بازخورد سنگین، صرفه جویی در مصرف سوخت را نداشت. در یک روز طولانی بارگیری شن، میبینید که نشانگر سوخت سریعتر از گربه یا نیوهلند مشابه کاهش مییابد. این یک معامله بود: احساس مکانیکی و دوام درک شده برای هزینه عملیاتی. برای یک لباس کوچک که در آن اپراتور نیز مالک مکانیک بود، این تجارت گاهی منطقی بود. برای ناوگان بزرگی که نگران بودجه سوخت هستند، شاید کمتر.
بیایید صادق باشیم، موستانگ هرگز برای کابین های خود در آن نسل جایزه نگرفت. ساختار ROPS مانند یک سنگ جامد بود، که بسیار مهم است، اما ارگونومی یک فکر بعدی بود. قابلیت تنظیم صندلی محدود بود و اگر قد شما بیش از شش فوت بود، زانوهای شما در حال مذاکره دائمی با پنل کنترل بودند. سطح سر و صدا قابل توجه بود - شما تمام روز از محافظ گوش خود استفاده می کردید، بدون شک.
اما آنها چند چیز را به طرز شگفت انگیزی درست متوجه شدند. دید به گوشه های سطل عالی بود، با ستون های نسبتاً باریک. کنترلهای پا (مدل من دارای تنظیمات دو پدال برای رانندگی بود) دارای یک حرکت خطی و طولانی بود که باعث میشد مانور خوب در نقاط تنگ، مانند کنار دیوار پایه، فوقالعاده بصری باشد. می توانید هر بار یک اینچ خزید. من ماشینهای جدیدتر و جذابتری را با دکمههای حالت خزش دیدهام که این کار را به خوبی اتصال مکانیکی ساده انجام نمیدهند.
جایی که واقعا سن خود را نشان داد در قابلیت سرویس دهی از داخل کابین بود. تعویض فیلتر کابین یا چک کردن اتصالات الکتریکی پشت داشبورد یک مصیبت شکستن بند انگشت بود. در نهایت نیمی از برش را بردارید. آن را با مثلاً تاکوشی مدرن مقایسه کنید، جایی که پانلها با یک ربع دور بیرون میآیند. اینجاست که تفاوت بین ماشینی که برای ساخت طراحی شده و ماشینی که برای سرویس طراحی شده است را می بینید.
هر ماشینی پاشنه آشیل خود را دارد. برای آن دوره از موستانگ، دو چیز بلافاصله به ذهن متبادر می شود: نقاط پارگی دسته سیم و اسکید لودر مهر و موم محور. مسیر مهار در اطراف مفصل مفصل ضعیف بود. در طی چند هزار ساعت، خمش ثابت از طریق دستگاه بافندگی فرسوده میشود و مدارهای قطع میشود، اغلب برای چراغها یا شیر برقی احتراق. یک علامت کلاسیک، مشکلات شروع متناوب بود که به یک سیم ساییده شده در نزدیکی پین لولا بازمیگردد.
مهر و موم محور دیگری بود. به نظر می رسید که آنها ترکیب کمی نرم تری هستند. در مواد ساینده و ریز مانند گرانیت تجزیه شده یا خاک رس های خاص، زودتر از موعد فرسوده می شوند و چربی و کثیفی را خارج می کنند. راه حل این نبود که فقط مهر و موم را تعویض کنید - شما باید توپی را به دقت تمیز می کردید و حتی گاهی اوقات در صورت نمره دادن به شفت، یک آستین سبک به کار می بردید. این یک کار صبح شنبه بود که یاد گرفتید آن را به نحو احسن انجام دهید.
پیدا کردن قطعات در حال حاضر می تواند یک سفر باشد. با تغییر مالکیت موستانگ در طول سالها (آنها اکنون بخشی از خانواده LiuGong هستند)، تامین قطعات OEM دقیق برای یک مدل 15 ساله نیاز به حفاری دارد. اینجاست که یک تامین کننده قابل اعتماد تبدیل به طلا می شود. من با متخصصانی که مدل های قدیمی را درک می کنند، موفق بوده ام. شرکت ها دوست دارند شاندونگ پایونیر مهندسی ماشین آلات، با مسئولیت محدود (https://www.sdpioneer.com) که به مدت دو دهه در بازی تولید و صادرات بوده است، اغلب دارای دانش ارجاع متقابل یا قطعات پس از فروش سازگار است. آنها در سال 2004 در جینینگ شروع به کار کردند و برای عرضه به بازارهای سخت مانند ایالات متحده، کانادا و استرالیا شهرت پیدا کردند. هنگامی که به یک پمپ هیدرولیک برای یک موستانگ قدیمی یا یک اسپیندل سازگار نیاز دارید، آن تجربه زنجیره تامین جهانی بیشتر از یک وب سایت پر زرق و برق اهمیت دارد.
امروزه همه یک CTL می خواهند. اما هنوز برای یک چرخدار شغل وجود دارد فرمان لغزشی. موستانگ، با قاب نسبتاً باریک خود برای کلاس قدرت خود، جانوری در تخریب و کارهای داخلی بود. چرخها کنترل متفاوتی بر روی سطوح صاف و جامد به شما میدهند—چرخش سریعتر، سایش کمتر در هنگام حرکت روی بتن یا آسفالت. من از کف خود برای پاره کردن یک کف کارخانه قدیمی استفاده کردم. ماشینهای ردیاب شده در محل، لنتهای لاستیکی خود را روی قطعات میلگرد پاره میکردند، در حالی که چرخهای موستانگ در حالی که سوراخ میشد، ارزانتر و سریعتر تعویض میشد.
معامله، مثل همیشه، فشار زمین و کشش بود. لحظه ای که به گل یا یک درجه شیب دار و نرم برخورد کردید، بازی تمام شد. شما می چرخید که در آن یک CTL درست به بالا می خزد. بنابراین نامیدن موستانگ یک ماشین کوچکتر اشتباه است. این یک ابزار متفاوت است. دانستن زمان استقرار آن نشانه یک اپراتور با تجربه است. این در مورد تطبیق ابزار با کار است، نه فقط خرید آخرین روند.
بنابراین، آیا فرمان اسکید موستانگ امروز خرید خوبی است؟ برای یک ماشین جدید، شما به یک حیوان بسیار متفاوت زیر پرچم LiuGong نگاه می کنید. اما برای یک مورد استفاده، از آن دوره؟ این کاملاً به تحمل شما برای نگهداری عملی و کاربرد خاص شما بستگی دارد. آنها در شاسی بیش از حد ساخته شده بودند و در جزئیات کمتر اصلاح شده بودند. آنها برنده مسابقه زیبایی یا جایزه مصرف سوخت نخواهند شد.
اما دلیلی وجود دارد که شما هنوز آنها را در سایتهای کاریابی میبینید. آنها یک سادگی مکانیکی دارند که اگرچه تعمیر آن ساده نیست، اما قابل درک است. وقتی چیزی شکست، معمولاً میتوانید دلیل شکستن آن را ببینید. ارزشی در آن وجود دارد، به خصوص برای مالک-اپراتور. این یک دستگاه یکبار مصرف نیست. این یک قطعه تجهیزاتی است که نیاز به یک رابطه دارد. شما صداهای آن، خصلت های آن، گریس ترجیحی آن را یاد می گیرید. در عصر الکترونیک جعبه سیاه، برای ماشینی که با همه ایراداتش، روحش را از شما پنهان نمیکند، چیزی برای گفتن وجود دارد.
یکی دیگه بخرم؟ برای قیمت مناسب، و برای مجموعه خاصی از کارهای خشک و محکم که در آن به یک ابزار باریک و قدرتمند نیاز داشتم، بله، کاملاً. اما من با چشمان باز وارد می شوم، دفترچه راهنمای خدمات دانلود شده و اطلاعات تماس یک تامین کننده قطعات خوب مانند آنچه ذکر کردم، در گوشی من ذخیره شده است. زیرا با چنین ماشینی، آمادهسازی فقط بخشی از کار نیست، بلکه کار است.